پس که از گریه ها ملولم پس که از گریه ها خیس ام
گله دارم از تو اما نمی تونم بنویسم
گفته بودی روز جمعه خبر خوبی می ارن
اخه تقویمای دنیا که هزارتا جمعه دارن
جمعه های بی نشونی .. جاده های آسمونی
نقش خورشید روی ابر ها .رد یه پیرهن خونی
ای قرار عصر جمعه ای شکستنی تر از دل
خیلی وقته بی قرارن شهرای شرقی کاهگل
خونه های کاهگلی مون شب و روزا رو می شمارن
درای چوبی کهنه غیر تو کسی رو ندارن
پا بذار تو کوچه هامون روی تقویم های پاره
روی برگاهی سیاهی که هزارتا جمعه دارن

یگانه ... عزیزم ادرس وب لاگتو نذاشته بودی که ...ادرستو بذار تا بهت بگم
دوستان عزیز یه چند وقته وضع لینک هام به هم ریخته اونای که مایل هستن افتخار بدن و جز لینک هام باشن خبرم کنن
ممنونم ...
من تمنا کردم
که تو با من باشی ...
تو به من گفتی هرگز .
پاسخی سخت و درشت و
مرا غصه این هرگز ...
کشت ....
فردا 23 تیر ماه تولد یه عزیزه .. یکی که 7 سال و 13 روز و 3 ساعت و 45 دقیقه از من بزرگ تره ... درسته شاید خندتون بگیره ولی به همین دقیقی از من بزرگ تره ... یکی که به اندازه تمام روزایی که ازم بزرگ تر بود زجرم داد .. کسی که به اندازه ی تمام روزای بزرگیش دوستش دارم تا همیشه ...
اره تولد سونیا ی عزیزمه .. تولد اونی که یه روز به دنیا امد دو یه روز دنیای من شد و یه روز دنیامو گرفت
به هر حال ....
سونیا ی گلم تولد 26 سالگی ات مبارک ...!

اضافه شده :
دوستان از دیشب تا حالا خیلی لطف داشتن ممنون از محبتای خالصانتون ولی ...
عزیزای من .میشه گفت من در حال حاضر هیچ رابطه ای با سونیا ندارم و حدود ۱۰ ماه که باهاش حرف نزدم و ۳ ماهی هست که ندیدمش و اون دیدار اخر هم مربوط میشه به مراسم ختم شیدا ....
خیلی دلم ازش گرفته .. خیلی ... دیشب براش اس ام اس زدم ولی جواب نداد
راستشو بخواین دیشب بعد چند ماه عکسشو از روی صفحه اصلی گوشی ام برداشتم
به نظر شما ارزش داره که یه نفر دیگری رو تا این حد دوست داشته باشه ولی ....
اشکم سرازیر شد ...
بعد از تو در شبان تیره و تار من
دیگر چگونه ماه اواز طرح جاری نورش را
تکرار کند...
بعد از تو من این اتش نهفته به جان را
چگونه خاموش کنم..؟
این سینه سوز درد نهان را
بعد از تو چگونه فراموش کنم..؟
من با امید مهر تو پیوسته زیستم
بعد از تو... این مباد ...
که بعد از تونیستم .
بعد از تو افتاب سیاه است.
دیگر مرا به خلوت خاص تو را نیست.
بعد از تو در اسمان زندگی ام مهر و ماه نیست.
بعد از من اسمان ابی ست ..
ابی مثل
همیشه .....

یکی از دوستان خواسته بودنکه منبع شعرهایی که توی وب می نویسم رو خدمتتون بگم ... منبع شعر های من کتاب تا رهایی اثر حمید مصدق هستش که مجموعه کامل شعر های این مرحومه
به همه پیشنهاد می کنم این کتاب بخونن البته بعیدمی دونم به این راحتی ها پیدا کنید .من خودم اولین بار این کتاب از سونیا گرفتم اما عید پارسال پرستو جانم بهم هدیه داد.از خوتدنش پشیمون نمی شین من خودم تمام شعراشو حفظ ام .
یک سال دیگه ام گذشت.....گذشت
خطی بر دفتر عمرم نشت .
اری گذشت اما چگونه گذشت ....؟
بی تو چه سخت گذشت...
![]()
اره یه سال دیگه ام گذشت و شد ۱۸ سال .
با تمام سختی ها .. با تمام خوشی ها.غم ها ....
چه خاطره ها که ثبت نشد ... چه کسایی که نرفتن ...؟
از ۱۰ تیر پارسال تا ۱۰ تیر امسال .... چه تغییراتی؟
راستش تا الان که هنوز کادوئئ به جز یه چیز دریافت نشده ... و اونم...
برای همه بود به خصوص برا مامان و باباش خیلی عزیزه اما کادو خیلی عالی برا من بود
اره بچه عزیز ترینم به دنیا اومد ... بچه سونیا ام.
یه دختر ناز به اسم پارمیدا....
بهترین هدیه که میشد کسی بهم بده خدا بهم داد ...
خدایا ممنون ... سو نیا عزیزم تبریک ...
براتون یه جشن گرفتم همگی دعوت شدید ....
ا... ا... این داره می ره ... یکی حواسش به این باشه با بادکنکه بلند شده ...
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
.... ممنون که سر زدید ممنون از مریم غزوب صبح که اول از همه بهم تبریک گفت و کادو شو فرستاد .
اضافه شده:راستش این چند روزه نمی تونم به همه سر بزنم و از همه تشکز کنم و از همین جا از :
مریم .همیشه رها.بهناز.جوجو .یه بنده خدا .نادیا .پارمین .مصطفی.عاشق مهربون .دختر پریشون .هادی .ستاره .غریبم .سید. صدای پای اب .شاهرخ.مامان ارمین واز ندا و سیده زینب که نیومدن
از همه گی ممنونم ...
![]()
بر ما چه رفت پس از این روزها ...
تو آن مسافر سفر شور و حال ها
من این نشسته در دل رنجچ و ملالها
باران چه نقش هارا
بر شیشه های پنجره شست ...
اما بر لوح سینه ام
این سینه چو ایینه ... بی هیچ کینه ام
بنشسته نقش عشق تو
ناشسته کس ز دل
تا این زمان که خم شده چون تاک پیکرم
اما هنوز در چشم من یگانه ای و جاودانه ای
اری هنوز هم
معیار تازه ای ز وجاهت
در خور شعرهای عاشقانه ای
چون شعر ناب حافظ
روح ترانه ای...

دیدم همگی دارین کور میشین بزرگ تر نوشتم ![]()


